نگاهی دقیق تر به تاریخ ایل باسری
پس از اسلام تا حمله مغول
حکومت ایل کاریان از سال ۵۰ هجری قمری به خوانین عرب فارس به نام آل بنیصفار واگذار شد.اصطخری درمسالکالممالک مینویسد: «رم کاریان در دست آلصفار است و رئیسشان حجربن احمدبن الحسن میباشد.» در قرن سوم گروهی از کاریانیان به طایفه قتلغ خان ملحق شدند. قتلغ خان ترک در سال ۲۱۰ ه.ق از طرف مأمون خلیفه عباسی حاکم فارس شد و با طایفه خود به شیراز آمد که این طایفه بعدها به ترکان فارس مشهور شدند. بر طبق سخنان مسعودی مورخ قرن چهارم، در سرزمین فارس، طایفهای به نام پارسیان زندگی میکردهاند که بازماندگان همان پاسارگادیان هخامنشیان و رم کاریان ساسانیان بودهاند. مهاجرت ترکان به فارس بازهم افزایش مییابد که همگی در نیمه غربی فارس ساکن میشوند. در زمان سلجوقیان حاکمان وقت ترک فارس ایلات ترک نژاد بهارلو ،اینانلو و نفر را در شرق فارس برای ایجاد نظم و کنترل ایل عرب و اجداد باصریها مستقر کردند. این سه ایل بعدها با ایل عرب و باصری ایلات خمسه را تشکیل دادند.
پس از حمله مغول تا حکومت زندیه
بسیاری از عشایر پارس در زمان حمله مغول و حکومتایلخانان و تیموریان نابود شدند.بهطوریکه در دایرهٔالمعارف اسلامی آمده که در قرن نهم حدود ۵۰۰٬۰۰۰ نفر از عشایر پارس از بین رفتند.تیمور لنگ در سال ۷۹۵ ه.ق به فارس حمله کرد و شاه منصور را به قتل رساند و شهر شیراز را تصرف کرد.سپاه شاه منصور اغلب از لرها،شولها و عشایر پارس تشکیل شده بود.از شرکت ترکان فارس در سپاه شاه منصور خبری نیست؛ به نظر میرسد ترکان فارس به علت همنژادی با مهاجمان در جنگ شرکت نکردند. در زمان حمله تیمور بیشتر عشایر پارس کشته شدند؛ عدهای تبعید شدند یا فرار کردند و عدهای مانند عشایر کوهمره و کوهکیهای جهرم نیز به نواحی کوهستانی فرار کردند.در میان تبعیدها عدهای به قبیلهقشقایی ملحق گشته و عدهای نیز به خراسان تبعید شدند. نسل بعدی تبعیدیها به خراسان به نام ویسیها به فارس بازگشته و به کاریانیانی که هنوز زیر یوغ اعراب بودند پیوستند.
از زندیه تا حکومت قاجار
به دستور کریم خان زند در سال ۱۱۷۱ قمری ایل ویسی ازایل عرب جدا شد و در میانه فارس مستقلاً به کوچ پرداخت اما باز ریاست ایل به خوانین عرب،میر شفیع خان شیبانی واگذار شد و نوادگان او نیز تا سال ۱۲۷۹ بر ایل باصری حکومت کردند. زبان این ایل با وجود پیوستگی حدود ۱۱ قرنی با اعراب، پارسی باقی ماند. پیوستن کاریانیان موجود در ایل قشقایی که علی میرزایی نام گرفته بودند به ویسیها نیز در دوران قاجاریه و در زمانفتحعلی شاه قاجار اتفاق افتاد که موجب شکلگیری دوباره ایل باصری گشت. کاریانیان قشقایی نیز با وجود همجواری بیش از ۱۰ قرنی با ترکها پارسی زبان باقی ماندند. جز طایفه ایلخاص، زبان سایر باصریها پارسی و دارای واژگانی منحصر به فرد و ردپاهایی از زبان پهلویمیباشد.
حوادث دوره قاجاریه
پس از خارج شدن ریاست ایل باصری از دست خوانین عرب فارس،در سال ۱۲۸۰ ه.ق حکومت ایل باصری به دستور قوام الملک به حاج نورعلی قوقی رسید.مدتی بعدویسیها علیه وی شورش کردند و او را به عنوان کلانترطایفه علی میرزایی منسوب و کلانتری خود را به آقاجان بیگ کلمبهای سپردند. سرانجام خود علی میرزاییها علیه حاج نورعلی شورش کردند و وی را به همراه فرزندش به قتل رساندند. این درگیری سبب شد که علی میرزاییها متلاشی شوند.قشقاییها از این حادثه سوءاستفاده کردند و طایفه قوقی و اسفندیارخان ،خان این طایفه، را جذب خود کردند.اسفندیار خان تمام مدارک املاک طایفه علی میرزایی را به خوانین قشقایی سپرد و آنها نیز املاک و قلمرو علی میرزاییها را تصرف کردند.آقاجان بیگ سالها بر ایل باصری حکومت کرد و حکومت را در خانواده خویش موروثی کرد.
در سال ۱۳۰۸ قمری، باصریها همراه نیروهای دولتی در سرکوب شورش بهارلوها به رهبری حسین خان بهارلو شرکت داشتند.
۵در سال ۱۳۲۹ قمری هنگام وقوع حوادث جنوب، آقاخان، کلانتر باصری و دیگر خانهای فارس و بختیاری، با مخابره تلگراف به مجلس شورای ملی، به تجاوزات دولت روسیه اعتراض کردند و آمادگی خود را برای فداکاری اعلام داشتند.
مهاجرت ایلخاص
مردمان طایفه ایلخاص در سال ۱۲۳۸ خورشیدی به علت فشار مأموران برای دریافت مالیات به ایل قشقایی پناه بردند و حدود ۸۰ سال در جوار طایفه دره شوری کوچ کردند. در حدود سال ۱۳۲۰۰ خورشیدی عدهای از آنها به ایل باصری بازگشتند و بقیه نیز در سراسر کشور پراکنده شدند. این همجواری تغییر زبان این طایفه از فارسی به ترکی را رقم زد.
تشکیل اتحادیه خمسه
در سال ۱۸۵۰ میلادی پنج محله نعمتی شیراز به ضدیت با خانواده حاج ابراهیم کلانتر که قدرت آنها در پنج محله نعمتی نهفته بود برخاستند و با قشقاییها متحد شدند. همزمان بختیاریها و بویر احمدیها به خاطر درگیریهای داخلی از مقابله با قشقاییها بازماندند و میرفت که قشقاییها قدرت برتر فارس شوند. قاجاریان که بیمناک شده بودند به پسر بزرگ حاج ابراهیم کلانتر، علی محمد خان عنوان قوام الملکی دادند و وی را حکمران فارس کردند و همچنین پنج ایل باصری، عرب، نفر، بهارلو و اینانلورا با عنوان خمسه متحد کردند و ایلخانی اش را به قوام دادند تا مقابل قشقاییها بایستند.
قبل و به خصوص پس از شکلگیری اتحادیه بین باصریها مشهور بود که یک باصری معادل دو قشقایی است. البته چون بین باصریها و قشقاییها به دلایلی نزاع و درگیریهای فراوان رخ داده بود؛ این اظهار نظر شاید از خصومتهای ایلی هم سرچشمه میگرفت. به هر حال این ایل و بهطور کلی ایلات خمسه، با ایل قشقایی رقابت و گاهی نیز دشمنی داشتند.
حوادث قرن چهارده
باصریها در ۱۳۰۹ خورشیدی به زور تخته قاپو (آبادی نشین) شدند و در مناطق سردسیر تلفات سنگینی به آنان وارد آمد اما پس از شهریور ۱۳۲۰، تحرک آنان دوباره آغاز شد.
در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، ۲۵۰ خانوار از باصریها به سمنانو گرمسار مهاجرت کردند. ۳۰ خانوار از آنها در ۱۳۲۲ خورشیدی به ایوانکی و سپس از آنجا به ورامین رفتند و در روستاهای آن ساکن شدند.
باصریها همراه دیگر عشایر فارس با تشکیل پلیس جنوب، با آن درگیر شدند. در ۱۳۶۶ خورشیدی نیز باصریها و قشقاییها با قشون انگلیس، در ۴۱۱ کیلومتری مغرب ده بید در دهکده کافتر، به نبرد پرداختند.
پس از اصلاحات ارضی ۱۳۴۱، طایفههای مختلف باصری، برای بار دوم ولی با اختیار، آبادی نشین شدند، چنانکه امروز ساکنان آبادیهای برخی از دهستانهای اقلید،پاسارگاد، جهرم، مرودشت، خرم بید، لارستان و فسا از باصریها هستند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷
باصریها پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، مانند بسیاری از عشایر، از دبستان عشایری و دیگر امکانات آموزشی و همچنین از مراکز خدمات بهداشتی و ایستگاههای سیار دامپزشکی و از فروشگاههای تعاونی عشایری بیشتر بهرهمند شدند. آخرین رئیس ایل باصری، محمد خان ضرغامی روز دهم دی ماه سال ۱۳۵۹، صبح گاهان توسط افراد سپاه پاسداران ارسنجان در منطقه فارس ترور شد.
پس از ۱۳۶۵، شورای عشایر استان و شورای عشایر شهرستان در همه سازمانهای ایل سهم اساسی پیدا کرد و در رأس هرم قدرت قرار گرفت. در سطوح پایینتر، اداره بنکوها همچنان با ریش سفیدان است که در جامعه عشایری موجّه و محترماند.

جهت تماسبا نویسنده وبلاگ: